سامیار جون
سامیار جون
تمام دارایی من قلبی است که در سینه دارم و برای تو میتپد آن را به تو تقدیم میکنم

سلام پسر قشنگم محبت

تولد یکسالگیت مبارک عشق مامان چه زود یک سال گذشت انگار همین دیروز بود که به دنیا اومدی و همه ی زندگیم شدی عشقم باورم نمیشه که داری بزرگ میشی فدات بشم مرد کوچولوی من ایشالا دومادیت ایشالا هزارساله بشیجشن

 

عزیز دلم یکم شب تولدت اذیت شدی ایشالا تولد دوسالگیت دیگه بزرگ شدی هم اذیت نمیشی هم بیشتر به خودتم خوش میگذره اصلا نشد چندتا عکس درست حسابی ازت بگیریم خیلی شیطونی میکردی قربونت برم.

اینم عکسای تولد یکسالگی سامیار جون با تم زنبور

 

 

عزیز دلم من وبابایی برات آرزوی بهترینهارو داریم

بووووووووووس

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 16:36 | دوشنبه 12 مرداد 1394 توسط سمیرا

سلام پسر قشنگم خوبی یکی یدونه ی مامان قربونت برم که روز به روز داری شیرین تر میشی عسلم . اول از همه نوروز 94 که اولین عیدت  بود رو تبریک میگم عزیزم امسال بهترین سال برای من بود چون فرشته ی قشنگی بنام سامیارو دارم  عزیز مامان بهترینارو برات آرزو دارم قربونت برم الهی .

عزیزم دوتا دندونای بالاییت در اومده سر اونا خیلی اذیت شدی الهی بمیرم برات که اینقدر درد کشیدی کلا الان سه تا مروارید خوشگل داری یکی دیگه هم توراهه همین روزا میزنه بیرون .وروجک مامان ماشالا هزارماشالا خیلی شیطون شدی چهاردستو پا میری سمت فرش میزنیش بالا ببینی زیرش چیه لبه ی مبلم دستتو میگیری بلند میشی وامیسی شروع میکنی راه رفتن خلاصه تا میزارمت زمین زودی بلند میشی عاشق آشپزخونه ای یکسره در کابینتارو باز میکنی ماهی تابه و قابلمه و کفگیر  از اسباب بازیای مورد علاقته فداتشم باندای سینما هم که روزی بیست بار میندازی زمین همشون داغون شده فدای یه تار موت قربونت برم .

تازگیا میگی ماماماماما یا  میگی بابابابابابابابا واسه خودت خارجی صحبت میکنی منم بهت گوش میدم و جوابتو میدم  همچنان عاشق تلوزیون هستی موزیک های مورد علاقتون هم که بیشتر شده وقتی میشینیم توی ماشین به زور میری تو بغل بابا پشت فرمون کلی عشق میکنی هرچند که خیلی خطرناکه ولی حریفت نمیشم قربونت برم  . ده ماهگیتم مبارک عشقم کم کم داریم به تولد یکسالگیت نزدیک میشیم  باورم نمیشه یکسال گذشت پسر کوچولوی من داره مرد میشه محبت عاشقتم مرد کوچولوی من .

راستی عید یه مسافرت پنج روزه رفتیم بابلسر یکم اذیت شدی ولی خوش گذشت اینم از عکساش.

 

 

 

اینم چندتا عکس قدیمی

عزیزم اینجا هفت ماهگیتو جشن گرفتیم هنوز خونه قبلیمون بودیم یادش بخیر روزای آخر بود

اینم تیپ عید آقاسامیار

آقا سامیار در حال خوردن کنترل به به چه خوشمزسخوشمزه

عزیز مامان متاسفانه عکسایی که امال سر سفره هفت سینمون گرفتیم پاک شدن این یه عکسم شانسی گرفتیم با هفت سین خونه خاله منیر

اینم اولین باری که سوار ماشین شدی عزیزم اینقدر با علیرضا پشت فرمون نشتی قشنگ بلد بودی فرمونو بگیری

اینجا درحال دالی کردن قربونت برم پسر با هوش من

اینجا روزای اولی هست که اومدیم خونه جدید هنوز لوازمامون پخش وپلا بود

نه ماهگیت مبارک گلم این کیکو خودم برای عشقم پختم خونه مادر بزرگ جشن گرفتیم

 

اینجا چهارشنبه سوری خونه مادر بزرگ

سلفی سامی و علیرضا

سامیارجون و کیان جون که اومده بودن خونمون عید دیدنی

8ماهگیت مبارک

عسل مامان دوست داشتم برات جشن دندونی بگیرم ولی فرصت نشد عزیزم اینم آش دندون آقا سامیار که خودم پختم کلا دومین باری بود که آش درست کردم آش رشته هم درست کردم کوچیکه آش دندونیه بزرگه آش رشته

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 18:02 | سه شنبه 22 ارديبهشت 1394 توسط سمیرا

سلام پسر یکی یدونه مامان خوبی قربونت برم الهی محبت

عزیزدل مامان ببخشید که دیر به دیر وبلاگتو آپدیت میکنم این مدت درگیر اثاث کشی به خونه جدیدمون بودم الان حدود یک ماهی هست که ساکن شدیم ولی هنوز درگیر سر و سامون دادن خونه هستم البته یه کوچولو هم تنبلی میکردمچشمک ولی بالاخره اومدم . دیروز برات کلی مطلب نوشتم ولی متاسفانه همش پرید خیلی اعصابمو خوردکرد ولی باز اومدم تا آپ کنم . سامیار جونم گل ناز مامان تولد 7 ماهگی و8ماهگیت  باکلی تاخیر مبارک باشه 7ماهگیتو با تولد بابایی که 4 بهمن بود جشن گرفتیم البته جشن که نه فقط یک کیک کوچولو گرفتیم چون روزای آخری بود که خونه قبلیمون بودیم همه اثاثامونو جمع کرده بودیم و شرایط مناسبی نبود که جشن بگیریم.

سامیار جونم ماشالا روزبه روز داری خوردنی تر میشی کارات خیلی بامزس ماشالا خیلی باهوشی یه کارایی میکنی که من بعضی وقتا میخوام شاخ در بیارم تعجب توی روروئک یکسره از این طرف به اون طرف میدویی خیلی بازیگوش شدی من نمیدونم  از کجا  وسایل خطرناکو شناسایی میکنی همش گیر میدی بهشون چند وقت پیش باروروئک داشتی میدویدی حواست به تلوزیون بود محکم خوردی به میز گریت گرفت ازاون موقع به بعد یاد گرفتی  پاتو میچسبونی رو زمین ترمز میکنی . خیلی ووروجک شدی دیگه اصلا قطره آهن و مولتی نمیخوری هرکاری میکنم گولت بزنم نمیشه تمام لباسات شده قطره آهن میخوام بخندونمت که دهنتو باز کنی یواشکی قطره بریزم دهنت با دهن بسته میخندی شیطونک من خلاصه این روزا خیلی بازیگوشی میکنی فدات بشم من قربونت شیطنتات .

هنوزم عشق TV هستی  عاشق برنامه های شبکه های جم هستی وتبلیغاتش . عاشق آهنگ اول سریال برگ ریزانی که امید میخونتش از علیرضا خان هم خیلی خوشت میاد هر وقت تو فیلم صداشو میشنوی نگاش میکنی میخندی از برنامه های کودکم که عاشق اسبای پونی و بره ناقلا هستی از تبلیغای مینیون جم جونیور هم خوشت میاد از شو های مورد علاقت بگم که ماشالا خیلی خوش سلیقه ای فدات شم شو ی تتلو (تو تو دید من نیستی) دوتا از شوهای مسعود صادقلو که اسمشونو یادم نیست شوی عاشق میمونم کامیار . از صدای امیدم خیلی خوشت میاد هر شویی ازش پخش میشه میخکوب میشی نگاه میکنی چند تا دیگه هم هست که الان حضور ذهن ندارم هرجا که باشی تا صدای یکی از این آهنگا بیاد مثل فرفره میدویی میای نگاه میکنی تو ماشینم که باشیم تا نق میزنی همینا رو برات میذارم گوش میکنی سا کت میشی. عاشق حمومی وقتی میبرمت خیلی ذوق میکینی کلا فکر کنم از حموم خوشت میاد چون هر وقت نق میزنی میبرمت تو حموم ساکت میشی میخندی چند تا از اسباب بازیات تو حمومه با اونا سرگرم میشی.

عزیزم این روزا خیلی بی قراری میکنی آخه مرواریدای خوشگلت داره در میاد قشنگ سفیدی دندونت از زیر لثه هات معلومه فکر کنم توی این هفته یکیش در بیاد خداکنه زود تر در بیاد ت دیگه اینقدر بی تابی نکنی فدات شم دیگه همه چی میخوری سر میز با خودمون غذا میخوری بابایی هر چی خودمون میخوریم به شما هم میده نوش جونت قربونت برم در ضمن 8ماهگیتم مبارک باشه نفسم جشن توی پست بعدی کلی عکس خوشگل از عشقم میذارم

خیلللللللللللللللللللللللی دوست دارم عسلم بوووووووووووووسبوس.



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 16:13 | شنبه 23 اسفند 1393 توسط سمیرا

سلااااااااااااااااااااااااااااااااام سامیار عزیزم  خوبی قربونت برم

امسال اولین یلدای سه نفره ما هست عزیزدلم یلدات مبارک

شب یلدا خونه مامان بزرگ بابا بزرگ بودیم  دوست داشتم اولین یلداتو خونه خودمون جشن بگیرم ولی قسمت نشد عزیزم ایشالا سال بعد .اینم از  عکسای سامیار جونم

 

 

کارت پستال تبریک شب یلدا

6 ماهگیت مبارک عشقم

 

عزیزدلم دوم دی 6ماهت تموم شد مبارکت باشه قربونت برم  دوم باید واکسن 6 ماهگیتو میزدم اما چون تعطیل بود روز قبلش زدیم عزیزم تا حالا سر واکسنت انقدر اذیت نشده بودی صبح تا شبش خوب بودی ولی تا دو شب  بعدش تب کردی خیلی بی قراری میکردی قربونت برم  بالاخره اینم تموم شد تا واکسن 12 ماهگیت که میگن راحته .

 

 

پسر قشنگم پنجشنبه تولد آیلین جون دعوت داشتیم توی شهر بازی رنگین کمان گرفته بود  خیلی بهت خوش گذشت عزیزم اگه بزرگ تر بودی و شما هم با بچه ها بازی میکردی بیشترم بهت خوش میگذشت فدات بشم الهی .

 

 

 

اينم چند تا عکساز پسمل گلم

 

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 11:31 | سه شنبه 9 دی 1393 توسط سمیرا

سلام پسر عزیزم خوبی عشقم

ببخش مامانی انقدر با تاخیر برات مینوسه .سامیار عزیزم  دوم آذر ماه پنج ماهت تموم شد عزیزم مبارکت باشه برای تولدت خودم کیک مامان پز درست کردم  ایشالا از چند وقت دیگه خودتم کیک تولدتو میخوری فدات شم .

Party smiley face

 

 

 

سامیار جونم قربونت برم شب تولدتم برای اولین بار بهت فرنی دادم خیلی دوست داشتی عزیزم  از اون به بعدم بهت حریر بادوم و سرلاک هم میدم پسر قشنگم نوش جونت .

 

Caillou

Caillou

 

راستی  عزیزم  20آبان ماه سالگرد ازدواج من وبابایی بود  سه تایی شام رفتیم رستوران چوبین خیلی خوش گذشت یادش بخیر پارسال شب سالگرد ازدواجومون تو مطب دکتر بودیم  شما تو دل مامانی بودی  امسال در کنارمون قربونت برم .

 

اینم عکس بچگی علیرضا

اینم عکس بچگی من  جفتمون تو عکس 6ماهه بودیم اکثرا میگن شکل جفتمونی  ولی بازم تشخیصش سخته

 

خوشحال میشیم دوستامونم راجبش نظر بدن.

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 10:21 | دوشنبه 24 آذر 1393 توسط سمیرا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینم چندتا عکس که خودم از پشت صحنه گرفتم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 12:43 | چهارشنبه 12 آذر 1393 توسط سمیرا

سلام پسر قشنگم بغل

دوم آبان ماه 4 ماهه شدی عزیز دلم مبارکت باشه . واکسن چهار ماهگیتم زدی خداروشکر زیاد اذیت نشدی قربونت برم الهی Party smiley face

 

                                                                      

 

happybday

اینم چندتا عکس خوشگل از سامیارجووووووووووووووووووووونم

 

 

 

 

 

 

 

 خیلی دوست دارم پسر نازم  بوووووووس.

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 12:03 | چهارشنبه 12 آذر 1393 توسط سمیرا

سلام عزیز دل مامان  خوبی پسر گلم محبت

امروز میخوام خاطرات اولین مسافرت سه نفرمونو  بنویسم . سامیار جونم در سه ماه و بیست و سه روزگی اولین سفرشو تجربه کرد  23 مهر ماه  چهار شنبه ساعت سه صبح به مقصد استانبول پرواز داشتیم خیلی نگران بودم که سامیار جونه مامان اذیت نشه ولی خدارو شکر نه اذیت کردی نه زیاد اذیت شدی قربونت برم .

 خواب بودی ولی به محض اینکه رسیدیم بیدار شدی ساعت 6صبح رسیدیم من و علیرضا با اینکه شب نخوابیده بودیم اصلا خسته نبودیم عزیزم تازه رسیده بودیم فرودگاه منتظر لیدرمون بودیم شما هم که دورت  خیلی شلوغ بود کلی ذوق میکردی هر کسی دورمون بود ازت خوشش میومد تو هم ماشالا به همه میخندیدی . تو این چند روز هر جا میرفتیم همه عاشقت میشدن دوست داشتن بغلت کنن با چند نفرشون ازت عکس گرفتم  همه عاشق ان خنده هات میشدن پسر خوشروی من الهی فدات بشم کلا توی سفر خیلی آروم بودی اصلا اذیت نکردی ولی خیلی خسته میشدی چون بیشتر توی بغلمون بودی یکم کلافه بودی ولی کلا عاشق گشت و گذاری زیاد نق نمیزدی . روز سوم رفتیم جزیره بیوک آدا  یا (همون جزیره لامیا ) اونجا با کالسکه کل جزیره گشتیم  کاخ لامیا رو هم دیدیم مثل اینکه اونجا به خاطر لامیا خیلی معروف شده همه به عشق اون میرن کالسکه سواری تا از جلوی خونش رد بشن . خیلی جزیره ی خوشگلی بود اصلا ماشین یا موتور یا هر وسیله ای که با سوخت کار میکنه اونجا نیست همه با کالسکه یا دوچرخه تردد میکنن .سفر خیلی خوبی بود بیست ونهم ساعت یازده شب هم برگشتیم  توی راه برگشت هم پسر گلم خوابش برد تا رسیدیم . اینم گلچینی از عکسای سفرمون .

 

 

 

 

 

اینم کاخ لامیا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 11:00 | دوشنبه 10 آذر 1393 توسط سمیرا

 

 

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 11:21 | چهارشنبه 7 آبان 1393 توسط سمیرا

سامیار نازم  دوم مهر ماه سه ماهه شد عزیزم باید ببخشید که مامان با این همه تاخیر برات مینویسه اما قول میدم از این به بعد بیشتر و به موقع وبلاگتو آپ کنم بوس.



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 10:48 | چهارشنبه 7 آبان 1393 توسط سمیرا
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

پيوند ها

آمار وبلاگ








قالب وبلاگ کد382


0.077415943145752